تبلیغات
سفی - تف تف تف اه


سفی

لبم می‌خواهد از خودش لب بگیرد
و دستم دوست دارد دوستش را دو دستی بغل کند
به من چه که دنیا اجازه می‌خواهد
مادرم همیشه یک در بود که وقتی نمی‌خواستم باز شد
گذاشتند که گذشتم
به تنهاییم که رسیدم ترسیدم
تا اجازه گرفتم اجازه دادن کتک خورد
پریدم روی عزیز و خجالت وقتی مُرد
که به تنهاییم بَرخورد و با دوستی که در دردِ دیگری دست داشت دوست شد
توی حقیقت چنان دست برد
که وقتی مُرد دروغ بود!

تف تف تف اه

نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 ساعت 01:44 ب.ظ توسط آرمان نظرات | |

پیچك دات نت قالب جدید وبلاگ